ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

سال نو مبارك





خداوندا

تو مي داني
چه مي خواهم
تو آگاهي
به هر آنچه
به دل دارم

هزاران شكرت اي خوبم
كه مي داني چه مي بايد

در اين هنگامه زيبا
در اين فصل نوي رعنا
مرا نو كن
مرا نو كن
تو از من هر چه مي خواهي
همانم كن

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

راز ماندگاري

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی می کرد بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ‫ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده می مردند.
ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
و این چنین توانستند زنده بمانند.

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

نور عشق

رهروان كوي جانان سرخوش‌اند
عاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اند

جان عاشق، سر به فرمان مي‌رود
سر به فرمان سوي جانان مي‌رود

راه كوي مي‌فروشان بسته نيست
در به روي باده‌نوشان بسته نيست

باده ما ساغر ما عشق ماست
مستي ما در سر ما عشق ماست

دل ز جام عشق او شد مي پرست
مست مست از عشق او شد مست مست

ما به سوي روشنايي مي‌رويم
سوي آن عشق خدايي مي‌رويم

دوستان! ما آشناي اين رهيم
مي‌رويم از اين جدايي وارهيم

نور عشق پاك او در جان ما
مرهم اين جان سرگردان ما

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

شعري از جامي

پدري با پسري گفت به قهر
که تو آدم نشوي جان پدر

حيف از آن عمر که اي بي سروپا
در پي تربيتت کردم سر

دل فرزند از اين حرف شکست
بي خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسيار کشيد و پس از آن
زندگي گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والايي يافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
 
چند روزي بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غايت خودخواهي و کبر
نظر افگند به سراپاي پدر

گفت گفتي که تو آدم نشوي
تو کنون حشمت و جاهم بنگر

پير خنديد و سرش داد تکان
گفت اين نکته برون شد از در
 
«من نگفتم که تو حاکم نشوي
گفتم آدم نشوي جان پدر»

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

توپ خوشبختي


خوشبختي مثل يك توپ است وقتي در حركت است به دنبالش مي دويم و وقتي ايستاده است به آن لگد مي‌ زنيم.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

مناجات

خدايا نگويم كه دردم بگير
كه حتما در اين درد هست حكمتي
ولي خوب من
گر تواني
تو خشمم ستان
كه هر خشم بندد در حكمتي

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

انتخاب

انسان هم مي تواند دايره باشد، هم خط راست.
انتخاب با خود اوست كه تا ابد دور خودش بچرخد يا تا بي نهايت ادامه دهد.