نمایش پستها با برچسب دست نوشته ها. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب دست نوشته ها. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه
۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه
۱۳۸۹ دی ۷, سهشنبه
دلت درياب
نه اينجا ، نه آنجا، نه صد جاي دگر
عشق فزاينده ندارد
نه ديروز، نه امروز و نه فردا
بهتر از آن يك نباشد
همه عشق اهورايي
همين جا در درون توست
تمام شور و شيدايي
همين حالا نصيب توست
تو با اين دل يه دريايي
نه تنهايي ، نه رسوايي
دلت درياب
كه بيرون دلت
رنگ است و سودايي
پريشاني و حيراني
دلت درياب
دلت درياب
........
عشق فزاينده ندارد
نه ديروز، نه امروز و نه فردا
بهتر از آن يك نباشد
همه عشق اهورايي
همين جا در درون توست
تمام شور و شيدايي
همين حالا نصيب توست
تو با اين دل يه دريايي
نه تنهايي ، نه رسوايي
دلت درياب
كه بيرون دلت
رنگ است و سودايي
پريشاني و حيراني
دلت درياب
دلت درياب
........
۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه
همين امروز را درياب
اگر خواهي كه چون شب سر رسد
در حسرت روز هدر رفته نباشي
اگر خواهي كه چون فردا رسد
درمانده و خسته نباشي
بيا حالا همين حالا
سوار ابر رويا شو
بيا حالا
روان بيكرانها شو
بيا امروز را درياب
خداوند جهان افروز
را درياب
نرو هر دم
اسير بعد و فردا شو
اگر حالا و اكنونت
شميم عطر او گيرد
دما دم هر نفس
هر جا روي
دست توانمندش
تواند دست تو گيرد
۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه
۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه
انسان
تو مخلوق خداي لامكاني
تو فرستاده عرش كبريايي
تو جهاني
تو چنان آب، رواني
ز همه قيد رهايي
تو زلالي
ز ازل تا به ابد،
تو لايزالي
تو بزرگي
تو عزيزي
تو همه عشق و اميدي
مملو از شادي و شوقي
....
قدر خود دان
كه همه نور و فروغي
نه كه ارزان بفروشي
دل خود به كورسويي
تو فرستاده عرش كبريايي
تو جهاني
تو چنان آب، رواني
ز همه قيد رهايي
تو زلالي
ز ازل تا به ابد،
تو لايزالي
تو بزرگي
تو عزيزي
تو همه عشق و اميدي
مملو از شادي و شوقي
....
قدر خود دان
كه همه نور و فروغي
نه كه ارزان بفروشي
دل خود به كورسويي
۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه
سايبان مهر
تو مي داني دلم تنگ است
دل من در پي رازي پرآهنگ است
اگرچه اين دل پرشور بي آوا
دما دم با همه هستي هماهنگ است
ولي هرگز نمي داند چه مي خواهد
شتابان تا كجا رفته و مي تازد
خداوندا
تو از شيدايي اين دل خبر داري
تو دائم بر من بي قدر نظر داري
هزاران شكرت اي خوبم
كه بازم همچنان هر دم
مرا در زير چتر مهر خود آري
۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه
سال نو مبارک
بارالها، خوب من
در اين تحويل سال نو
تو تقديرمرا درياب
پناهم ده
صفايم ده
دل پرمهر نشانم ده
تو لبخند رضايت بر لبانم ده
خداوندا
مرا غرق نیایش كن
مرا لبریز خواهش کن
مرا از من رهايم كن
دمادم بي خطايم كن
حبيبا، مهربانا، يارمن
هرچه تو مي خواهي همانم كن
در اين تحويل سال نو
تو تقديرمرا درياب
پناهم ده
صفايم ده
دل پرمهر نشانم ده
تو لبخند رضايت بر لبانم ده
خداوندا
مرا غرق نیایش كن
مرا لبریز خواهش کن
مرا از من رهايم كن
دمادم بي خطايم كن
حبيبا، مهربانا، يارمن
هرچه تو مي خواهي همانم كن
۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه
دل سرگشته
گاهی به نگاهی
دل من در تب و تاب است
گاهی به هزاران تب و تاب
غرق سکوت است
گاهی ز پس زاری و حیرانی
به شور است
گاهی ز پی شادی و شیدایی
خمود است
گاهی به دو پا می دوم و
دل به سکون است
یارب مددی کن که
دوای دل سرگشته، سجود است
۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه
به وسعت روياهايم

فكر من گر مي رود تا عمق جان
چشم دل هم بيند اندرلامكان
مي كشم بردوش اگر بار گران
بي نيازي آيدم در هر زمان
مي روم بالا اگر پر از توان
چشم دل هم بيند اندرلامكان
مي كشم بردوش اگر بار گران
بي نيازي آيدم در هر زمان
مي روم بالا اگر پر از توان
مي كنم رشدي فراتر از گمان
آرزويم گر شود سطح شه هان
لاگريزم مي رسد تخت روان
سجده گر من مي كنم بر لايزال
دست من كوتاه ز دامان كسان
بارالها، يار بي كون و مكان
وارهانم وارهانم وارهان
۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه
حديث عشق

خداي خوب و بي همتا
چقدر پر مهر و خوش آوا
شدي راضي كه باشم
من در اين دنيا
براي بودن و شادي
براي مهر و همراهي
هزاران ره عطا كردي
حديث عشق و ايمان را
تو بنوشتي
فضاي علم وعرفان را
تو گستردي
تو با صبر و وفا
لطف و كرمهايت فرستادي
گره هايم تو بگشادي
مرا پروانه وار
بر گرد گلهايت بگرداندي
همه اينها و انبوه دگرها را
چقدر بي ادعا كردي
چقدر پر مهر و خوش آوا
شدي راضي كه باشم
من در اين دنيا
براي بودن و شادي
براي مهر و همراهي
هزاران ره عطا كردي
حديث عشق و ايمان را
تو بنوشتي
فضاي علم وعرفان را
تو گستردي
تو با صبر و وفا
لطف و كرمهايت فرستادي
گره هايم تو بگشادي
مرا پروانه وار
بر گرد گلهايت بگرداندي
همه اينها و انبوه دگرها را
چقدر بي ادعا كردي
همي دانم كه در بهت و عجب
پرسي ز من
اي فرد بي توشه
چرا تو اين چنين پرمدعا هستي
پرسي ز من
اي فرد بي توشه
چرا تو اين چنين پرمدعا هستي
۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه
دهمين سالروز يكي شدن
يادت مياد قديماده سال پيش اين روزها
باهم شديم همصدا
ساختيم يه دنيا رويا
پر از صفا و زيبا
كاش بمونيم هميشه
تو اون حال و هواها
نشيم يه وقت بي وفا
اسير روز و شبها
دنبال كار دنيا
تو اون حال و هواها
نشيم يه وقت بي وفا
اسير روز و شبها
دنبال كار دنيا
كاش هميشه همينطور
دل بزنيم به دريا
بشيم رهاي رها
بريم تا اوج ابرها
دل بزنيم به دريا
بشيم رهاي رها
بريم تا اوج ابرها
۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه
آغاز دوباره

تو تو فكري
من تو فكرم
فكر فرصت
واسه آغاز دوباره
واسه حذف اشتباهات
واسه تغيير گذشته
ولي يارا
همين حالا، اون مجاله
براي تو براي من
ميگي: راهش؟
مي گم: ايمان و توكل
با كمي صبر و تعمق
پر پروازت رو وا كن
غم و بي مهري رها كن
تو فقط باش و به پيش آي
كرمش مي شه صد افزون
من تو فكرم
فكر فرصت
واسه آغاز دوباره
واسه حذف اشتباهات
واسه تغيير گذشته
ولي يارا
همين حالا، اون مجاله
براي تو براي من
ميگي: راهش؟
مي گم: ايمان و توكل
با كمي صبر و تعمق
پر پروازت رو وا كن
غم و بي مهري رها كن
تو فقط باش و به پيش آي
كرمش مي شه صد افزون
اشتراک در:
پستها (Atom)


