۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

ذكر اللّه آرامبخش است

يک پژوهشگر هلندي غيرمسلمان چندي پيش تحقيقي در دانشگاه آمستردام انجام داد و به اين نتيجه رسيد که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نيز صداي اين لفظ، موجب آرامش روحي مي‌شود و استرس و نگراني را از بدن انسان دور مي‌کند. اين پژوهشگر غيرمسلمان هلندي در اين باره گفت: پس از انجام تحقيقاتي سه ساله که بر روي تعداد زيادي مسلمان که قرآن مي‌خوانند و يا کلمه "الله" را مي شنوند، به اين نتيجه رسيدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتي شنيدن آن، موجب آرامش روحي مي‌شود و نيز به تنفس انسان نظم و ترتيب مي‌دهد. وي در ادامه افزود: من حتي در تحقيقاتم از افراد غيرمسلمان نيز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتيجه باز هم همان بود. خودم نيز از اين نتيجه به شدت غافلگير شدم، زيرا تأثير آن بر روي افراد افسرده، نااميد و نگران، چشمگير و عجيب بود. اين پژوهشگر هلندي گفت از نظر پزشکي برايم ثابت شد که:
حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع مي‌شود، از بخش بالايي سينه انسان خارج شده و باعث تنظيم تنفس مي‌شود، به ويژه اگر تکرار شود و اين تنظيم تنفس به انسان آرامش روحي مي‌دهد.
حرف لام که حرف دوم «الله» است نيز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقاني دهان مي‌شود. تکرار شدن اين حرکت که در کلمه «الله» تشديد دارد نيز در تنظيم و ترتيب تنفس تأثيرگذار است.
حرف هاء حرکتي به ريه مي‌دهد و بر دستگاه تنفسي و در نتيجه قلب تأثير بسيار خوبي دارد و موجب تنظيم ضربان قلب مي‌شود.
به راستي که قرآن کريم در آيه‌اي کريمه مي‌فرمايد: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب»

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

به وسعت روياهايم


فكر من گر مي رود تا عمق جان
چشم دل هم بيند اندرلامكان

مي كشم بردوش اگر بار گران
بي نيازي آيدم در هر زمان

مي روم بالا اگر پر از توان
مي كنم رشدي فراتر از گمان

آرزويم گر شود سطح شه هان
لاگريزم مي رسد تخت روان

سجده گر من مي كنم بر لايزال
دست من كوتاه ز دامان كسان

بارالها، يار بي كون و مكان
وارهانم وارهانم وارهان

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

مرز عشق و عصبانيت

مردي مشغول تميز کردن ماشيني بود كه تازه خريده بود. ناگهان پسر كوچكش سنگي برداشت و با آن چند خط روي بدنه ماشين کشيد. مرد با عصبانيت دست پسرش را گرفت و چندين بار به آن ضربه زد بدون اينکه متوجه باشد، با آچار فرانسه اي که دردستش دارد، اين کار را مي کند!
در بيمارستان، پسرک به دليل شکستگي هاي متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتي پسرک پدرش را ديد، با نگاهي دردناک پرسيد: «بابا کي انگشتام دوباره در مياد؟!»
مرد بسيار غمگين شد و هيچ سخني بر زبان نياورد. او به سمت ماشينش برگشت و از روي عصبانيت چندين بار با لگد به آن ضربه زد. در حالي که از کرده خود بسيار ناراحت و پشيمان بود، جلوي ماشين نشست و به خط هايي که پسرش کشيده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود: «دوستت دارم بابايي»
روز بعد آن مرد خودکشي کرد!
عصبانيت و دوست داشتن هيچ حد وحدودي ندارند. بياييد دومي را انتخاب کنيم تا زندگي مان زيبا و دوست داشتني شود. اين را نيز به ياد داشته باشيم که: امروزما از انسانها استفاده مي كنيم و به وسايل عشق مي ورزيم در حاليكه وسايل براي استفاده کردن هستند وانسانها براي دوست داشتن.

۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

شعري از مولانا

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره​ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند

چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند

هله خاموش که بی​گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

حديث عشق


خداي خوب و بي همتا
چقدر پر مهر و خوش آوا
شدي راضي كه باشم
من در اين دنيا

براي بودن و شادي
براي مهر و همراهي
هزاران ره عطا كردي

حديث عشق و ايمان را
تو بنوشتي
فضاي علم وعرفان را
تو گستردي

تو با صبر و وفا
لطف و كرمهايت فرستادي
گره هايم تو بگشادي
مرا پروانه وار
بر گرد گلهايت بگرداندي

همه اينها و انبوه دگرها را
چقدر بي ادعا كردي
همي دانم كه در بهت و عجب
پرسي ز من
اي فرد بي توشه
چرا تو اين چنين پرمدعا هستي

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

زندگي را نخواهيم فهميد اگر......




  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟
  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

  • زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم قبول شویم.

  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.

  • زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.

  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم.

  • زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند.

  • زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

عيد غدير مبارك



از جام و سبو گذشت كارم

وقت خم و نوبت غدير است

مى نوش كه چرخ پير امروز

از ساغر خود پياله‏گير است